تيستو ، به سوي مديريت

کلاس اولیها

فوریه 4, 2008 · ۱ دیدگاه

بالاخره شروع شد، خودش هم چه شروع شدنی!

اولاً که صبح حالا به دلایلی مجبور شدم زود برم،

عینهو بچه کلاس اولیها که هول هستند، ساعت 7 و نیم دانشکده بودم،

رفتم برنامه رو نگاه کردم که ببینم کلاس آمار کجا تشکیل میشه،

که دیدم کلاً یه جابجایی اساسی تو برنامه رخ داده،

1-    کلاسهای ساعت فرد همه یه ساعت عقب رفتن و زوج شدن،

2-    یه واحد دیگه اضافه شده به نام مبانی کارآفرینی،

هیچی دیگه. . .

 رفتیم محلی که کلاس باید باشه،

و حالا هی بشین که استاد قراره بیاد!

خب معلومه استاد تو این برف از خونه اش در نمیاد،

ما جوجه دانشجوهای ساده. . .

 بعدش دیگه رفتیم تو دفتر اداری بست نشستیم

که به یکی یکی استادها زنگ بزنن ببینن میان یا نه!

آخرش هم بی نتیجه برگشتیم عین بچه مثبتها سر کار،

خداییش این دو ساعت مرخصی حروم شده ام رو باید این استاده جوابگو باشه!

ولی خب کلاس کامپیوتر عصر تشکیل شد و ما هم باز عین بچه مثبتها رفتیم،

آخه این یکی دیگه حیاتی بود،

 قرار بود امتحان بگیره که هرکی نمره بالایی آورد درس رو حذف کنه!

امتحان نگرفت ولی احتمالاً من یکی این درس رو حذف کنم!

;)

دسته‌ها: Uncategorized

1 response تا اینجا

  • خليل رضوي // فوریه 5, 2008 روی 4:03 ب.ظ

    خوبه . شروع مشتركي داشته‌ايم . البته در اينجا كمي روابط بهتر و نزديكتر است ( چون كل محيط كوچك است ، يك مهد كودك بوده ديگه ! ) . خوبه شما با 2 ساعت مرخصي به كلاستون ميرسيد . منو بگو كه براي حضور در كلاس بايد نصف هفته رو از كار بي خيال شم !
    خوش بگذره . سري هم به محله ما بزنيد . ترجيحا روزهاي شنبه و دوشنبه كه بشتر كلاسهاي ارشد اين روزهاست .

یک نظر بنویسید